تبليغاتX
در گذرگاه رسانه - self image

Self  image???

Self image!!!

Others???

Others!!!

We???

We!!!

Media???

Media!!!

اين آخرين پستيه كه براي درس فلسفه ي رسانه هاي جمعي مي نويسم براي همين نوع نگارش اين پست رو خيلي فيلسوف مدارانه و خارج از قواعد رايج به زبوني مي نويسم كه دوست دارم نه اون چيزي كه رايج و يا درسته. واژه هايي كه بالا نوشتم مي بايستي در محوريت اين پست باشند.بايد بنويسم چه چيزي در ايجاد تصوير از خود و ديگري موثره و "مايي" كه در نتيجه ي ادغام من و ديگري به وجود مي ياد چيه و رسانه چه تاثيري در فهم من در باب هر يك از اين مفاهيم گذاشته.

دوره ي 4 ساله ي  اخذ مدرك كارشناسي ارتباطاتمون تموم شد.

و من چه تصويري از خود و فارغ التحصيليم  داشته ام؟

براي اينكه بگم اين تصوير چيه، اول بايد گذري به هويتي بزنم كه تا حالا براي خودم تعريف كردم.و براي اينكه بتونم به تمامي جنبه هاي اين هويت بپردازم بايد به منبع تعاريفم توجه كنم.بعد بايد به واكاوي واژه فارغ التحصيل بپردازم.

خود

سن، جنس، طبقه،خانواده،قوميت ،مكان زندگي،تحصيلات،روابط اجتماعي،عقايد،توانمندي هاي جسمي،ناتواني هاي جسمي،ظاهر(رنگ پوست و چشم و قد و وزن و ...)،علايق فردي،توانمندي هاي ذهني و ناتواني هاي ذهني، امكانات و محدوديت هاي فرهنگي،اجتماعي،سياسي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ديگري

همه ي گزينه هاي بالا براي ديگري هم بايد پاسخ داده بشه اما هر گز نمي تونه تبديل به خود بشه چون در يكي از گزينه هاي بالا با خود متمايزه.

خود ديگري

اگه خود نتونه اون چيزي رو كه خودش داره ببينه و بيش از اينكه بخواد براي خودش ارزشي قائل باشه، درگير با ديگري بشه تبديل به "خود ديگري" مي شه.خدود ديگري جايي است در ذهن كه تمايزات ميان خود و ديگري ازهم مي پاشد.

فار غ التحصيل

فارغ مثل فراغت

فراغت مثل اوقات فراغت

اوقات فراغت مثل اوقات خوابيدن

پس فارغ التحصيل يعني يعني فراغت از تحصيل يعني رهايي از تحصيل

خود فارغ التحصيل

يك خود نرمال فارغ التحصيل پس از پاسخ دادن به همه ي سوالات خود مي پذيرد كه اين معناي حصري و لغوي فارغ التحصيل را بپذيرد و يا آن را در حيطه ي گسترده تري معنا كند؟

براي يك خود فارغ التحصيل مي تواند به معناي فراغت از زحمت و يا سختي رفت و آمد ها براي كسب علم باشد و براي خودي ديگر به معناي فارغ شدن از كسب و مشغول شدن به عمل.

تجربه

حيطه ي درك ما از كلمات ،خود و  ديگري بسته به ميزان تجربه ي ما در باب زندگي تغيير مي كند .انسان به عنوان يك موجود اجتماعي در جامعه و در تعامل با ديگري به شناختي از خود و ديگري و ذهن خود و ديگري مي رسد.براي ايجاد ارتباط ميان خود و ديگري تناسبي ميان ذهن خود و ديگري برقرار كرده و اين تجربه ي رسيدن به يك معنا را در ذهن خود نگه داشته و هر چند يكبار بسته به ميزان اهميت آن معنا در آن بازبيني مي كند.

رسانه

جهان اجتماعي هر خودي با رسانه هايي پر شده  است كه در تلاشند تا براي او و ديگران معنا هاي مشتركي را سازماندهي كنند.رسانه ها يكسان سازي و البته آسان سازي مي كنند.تنش و اضطراب براي مخل حيات رسانه ها  است و رسانه با پوشش گسترده سعي در اصلاح معناهاي ايجاد شده در نتيجه ي تجارب فردي را داشته و سعي در ايجاد معناهاي مشترك مي كند.معناهاي مشترك به شناخت مشترك از خود و ديگري مي رسد.

نقطه ي رهايي

چنانچه خود فارغ التحصيل منابع كسب شناخت خود را گستره نمايدبه همان ميزان به درك تمايز بين خود و ديگري نايل مي شودو در اين تمايز به اصلاح خودو يا ديگري پرداخته و رشد مي كند.

+ نوشته شده توسط رقیه محمدی در دوشنبه 31 تیر1387 و ساعت 21:39 |