
تبیین همجواری قدرت و رسانه از 4 دیدگاه نقطه ای ،خطی،سطحی،حجمی،فرا حجمی:
ديدگاه نقطه اي: نوعی تفکر توصیفی از پدیده هاست و قدرت تحلیل عوامل متعدد را برای یک پدیده ندارد و نگاه آن نیز بسیار محدود است.
اگر بخواهیم این مسئله را بر اساس تفکر نقطه ای بررسی کنیم باید بگوییم که رابطه ی بین قدرت و رسانه تنها یک رایطه ی یک سویه است.یعنی رسانه ها برای القای افکار و برنامه های قدرتمندان در دستان آنها هستند.یعنی رسانه به عنوان ابزار قدرت شناخته شده و تنها دلیل حفظ و ثبات قدرت در جامعه بهره گیری آن از رسانه هاست.پس تنها دلیل همجواری رسانه ها و قدرت در جامعه استفاده یک جانبه قدرتمندان از رسانه است.
دیدگاه خطي: در این تفکر پدیده ها ی موازی در یک خط قرار گرفته و در راستای هم تحلیل می شود اما نوع نگاه به این پدیده ها ی موازی درست نیست . این تحلیل شباهت زیادی با تفکر نقطه ای دارد ولی انعطاف آن بیشتر است.
در دیدگاه خطی رابطه ی رسانه و قدرت دو سویه است به گونه ای که هم قدرت ابزار سلطه ی خود را در رسانه یافته است و هم رسانه ها برای ادامه ی راه خود و اجرای رسالت خود در جامعه به قدرت وابسته اند.به گونه ای که علت همجواری قدرت و رسانه ها در کنار هم وابستگی متقابل و دو گانه آن ها به یکدیگر تعریف می شود.
دیدگاه سطحي: این تفکر به سطح یک ماجرا توجه دارد و در قالب آن سطح نقاط مختلف را به هم وصل می کند، نسبت به دو تفکر قبلی تحلیل بهتری ارائه می دهد ولی بیشتر برای افرادی کاربرد دارد که به دنبال اخبار شسته و رفته ای نسبت به موضوع هستند.
در دیدگاه سطحی علت همجواری قدرت و رسانه ها در یک نظام به وابستگی عناصر یک نظام به یکدیگر باز می گردد . هر یک از این دو عامل(یعنی رسانه و قدرت) خود عضوی از یک ساختا ر بزرگتر محسوب می شوند که برای دوام این ساختا ر و نظام لاجرم در تعامل با هم قرارگرفته اند.(در این سطح از تحلیل عنصر جدیدی وارد بحث تبیینی نمی شود .تنها با یک دید سطحی ارتباط چند گانه عوامل در سطحی وسیع تر مورد توجه است).
دیدگاه حجمي : دید حجمی نگاهی است که عمق را به خوبی نشان میدهد.
در این سطح از تحلیل عنصر ریشه ای وارد تبیین می شود که ما را وارد عمق می کند.در علل همجواری رسانه ها و قدرت ریشه های سرمایه داری به چشم می خورد.ارتباط نظام سرمایه داری از یک سو با قدرت و از سوی دیگر با رسانه ها، این دو(یعنی رسانه و قدرت را) را در کنار هم نگه می دارد.از آنجایی که در هر نظامی لازمه ی تداوم آن نظام، ریشه های اقتصادی است و سرمایه داری اساس تلقی می شود رسانه وساختار قدرت هر دو برای تایید این نظام سرمایه داری به کار می آیند و هر یک مبتنی بر نقش های تعریف شده خود به بازتولید این نظام می پردازند.
دیدگاه فرا حجمي: تفکری است که آینده یک پدیده را نیز مورد توجه قرار داده و تمام انگیزها را نیز مورد بررسی قرار می دهد.
در این نوع تبیین باسیتی توجه کنیم که حقیقتا ادامه ی این رابطه ی رسانه و قدرت به کجا ختم می شود؟آیا رسانه ها توانایی خروج ار ساختار قدرت و عملکردی جداگانه و حتی متمایز با این ساختار را در خود دارند؟از آنجایی که لازمه ی حفظ یک نظام هماهنگی میان عناصر آن است بدیهی است که جدال میان رسانه ها و قدرتمندان (در صورتی که هر دو از یک نظام سرمایه داری تغذیه می کنند) بی معناست.این کشمکش به زیان نظام که همان سرمایه داری است تمام می شود.چنانچه ساختارهای سرمایه داری که البته تنها در حیطه ی مرزهای جغرافیایی تعریف نمی شوند بازسازی شوند این همجواری نیز به گونه ای نو سازمان می یابد.

